دارو و درمان و بهداشت باید رایگان شود

خیابان شلوغ و پر رفت و آمد بود. مردم بی اعتنا به یکدیگر هر کس به دنبال کار و زندگی خودش می دوید . نمی دانم شاید عده ای هم دنبال خرید عید بودند. ساعت کار تمام شده بود و من هم مثل مرغ از بند رسته با شتاب به سوی خانه می رفتم تا زودتر شامی آماده کنم و به کارهای خانه و بچه برسم. در این حین زنی جلو راهم را گرفت.

- ببخشید، پایین تر داروخانه نیست؟

- چرا هست. دوتا هم بالا تر هست.

- آن دوتا هر دو را سر زدم. یکی نداشت، یکی هم گفت 27 هزار تومان.

- ببینم، چه دارویی است؟

کاغذی لوله کرده در دست داشت. بسیار جوان بود. شاید 19- 20 سال بیشتر نداشت. نسخه پزشک را نگاه کردم ، یک قلم دارو بیشتر نبود. 27 هزار تومان؟!

- مگر دفترچه بیمه نداری؟ بیمه نیستی؟

- نه بیمه نیستیم. شوهرم کارگر است. روزی 5-6 تومان دارد، اما بیمه نیست.

- هیچکس را نداری بیمه باشد، از دفترچه بیمه اش استفاده کنی؟

- اینجا هیچکس را ندارم. افغانی ام. بچه ام 6 شب است بیمارستان خوابیده. ریه هایش چرک کرده. خرجش بالای یک میلیون می شود. از کج بیاورم. شوهرم پریروز ده تومان داده و رفته. خودم این چند روز هیچی نخورده ام. شیر ندارم به بچه ام بدهم.دکتر گفت باید به بچه ات شیر بدهی. خودت بخور که شیر داشته باشی وگرنه باید شیر خشک به بچه ات بدهی. اگر این دارو را به بچه ام ندهند، می میرد؟

- خدا نکند. بچه تان چند وقتش است؟

- 23 روزش است. چون افغانی ام بچه ام باید بمیرد؟

- نه، حتماً خوب می شود. من هم بچه ام دیابت دارد، مرض قند. از 10سالگی.آلان 7سال است. من هم بیمه نیستم. نوار آزمایش قند خون می خرم بسته ای 26 هزار تومان. ماهی 3 بسته باید بخرم.انسولین و سوزن باید بخرم، 9هزار تومان پول ویزیت دکتر باید بدهم. هزار بدبختی دیگر. 8سال است توی شرکتی کار می کنم. 18 نفریم، هچکداممان بیمه نیستیم. کارفرما می گوید می خواهی کار کن ، نمی خواهی بفرما بیرون .کارگر بیکار ریخته التماس می کند برای کار. من که افغانی نیستم . ایرانی ام . ایرانی و افغانی ندارد. هرانسانی باید تامین اجتماعی ودرمانی داشته باشد، از زن و مرد ، بچه و پیر و جوان ، ایرانی و افغانی. تازه این بیمه ای هم که این ها می کنند فکر کردی بیمه است؟ به قدر دوزار نمی ارزد. دارو نصفش آزاد است، بیمه نمی دهد. دکتر متخصص و بیمارستان درست و حسابی هم بیمه نیست. این همه ماهانه حق بیمه می دهی ، برای بازنشستگی. کارگر بدبخت کجا به بازنشستگی می رسد.اگر هم برسد بعد از 60 سال کار کردن چندرغاز می خواهند بدهند که به هیچ کجا نمی رسد. سازمان تامین اجتماعی خودش بزرگ ترین سرمایه دار است.تازه همین بیمه نیم بند هم تمام شد . کی دیگر کارگر را بیمه می کند. آنجا هم که کارفرما ملزم می شود کارگر را به همین صورت نیم بند بیمه کند بعضی وقت ها کارگر برای آن که ازهمان چندرغاز دستمزدش حق بیمه هم کم نشود خودش به کارفرما می گوید او را بیمه نکند... پرید وسط حرفم و گفت:

- حال من چه کار کنم ؟ اگر این دارو به بچه ام نرسد، می میرد؟

به چهره جوان و پریشانش نگاه کردم. گفتم:

- با دکتر صحبت کن. شاید دارو را برایت توی دفتر یکی دیگر بنویسد.

- امرز صبح یکی دیگر مثل من بود.خیلی التماسش کرد،گفت نمی توانم بنویسم . برای من مسئولیت دارد.

نمی دانستم چه بگویم. رسیده بودیم دمِ در بیمارستان.نگران و پریشان و دست خالی رفت تو تا سینه بی شیرش را دهان بچه اش بگذارد.لحظه ای ایستادم. من هم دست خالی بودم. درست مثل او. چه کار می توانستم برای او بکنم. برای آن کودک 23روزه غریب. برای مادر جوان و درمانده اش. برای پدر کارگرش که همین الان سر کار است و به بچه مریض 23روزه اش فکر می کند. فکر می کند از کجا یک میلیون تومان پول بیمارستان بچه اش را تهیه کند.چه کار می توانستم بکنم برای خودم ، برای بچه ام؟

طبق آمار های رسمی 2میلیون و800 هزار کارخانه و کارگاه در کشور وجود دارد.از این میان 2میلیون و600 هزار کارگاه زیر 10نفر کارگر دارند که هیچیک از آنها بیمه نیستند. تنها در اطراف تهران 124 هزار کارگاه زیر 10 نفر وجود دارد. البته آمارهای رسمی شامل کارگران فصلی، کارگران کشاورزی، کارگران خدماتی، کارگرانی که در خانه های خود قطعه کاری می کنند و کارگرانی که در زیرزمین ها و کارگاه های بی نام و نشان کار می کنند ،نمی شود. بسیاری از کارگرانی که در کارخانه های بزرگ و شناخته شده از طریق پیمان کاری ها کار می کنند نیز بیمه نیستند و هر روز کارگران رسمی با اخراج، بازخریدی اجباری یا بازنشستگی از گردونه کار خارج واین کارگران با کمترین حقوق و مزای جایگزین آنها می شوند.

دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم دنیایی وارونه است. در این دنیا، آن که کار وتولید می کند خود از محصول این کار وتولید بی بهره است اما آن که کار و تولید نمی کند فقط و فقط به دلیل مالکیت بر وسایل تولید، محصول کار و تولید اکثریت عظیم انسان ها را به تصاحب خود در می آورد. این دنیای وارونه، دنیای سرمایه داری است. اما در جامعه ایران، وارونگی دنیای سرمایه داری به حد اعلای آن رسیده است، به طوری که همان حد از حق وحقوقی هم که کارگران سایر کشورها به نظلم سرمایه داری تحمیل کرده اند در ایران وجود ندارد. دراینجا سرمایه داری در کمال بیرحمی و شقاوت حتی سهم کودک 23 روزه بیمار را هم می چاپد و به جیب می زند. اینجا توحش سرمایه داری به اوج خود رسیده است. بدون شک، کارگران ایران باید دنیای سراسر توحش و وارونه سرمایه داری ایران را که روی سرایستاده است روی پا برگردانند، یعنی وسایل تولید را به مالکیت تمام جامعه درآورند و کار برای امرار معاش یعنی کارِمزدی را از میان بردارند. اما گام اول برای این کار آن است که توحش بی حد ومرز آن را مهار کنند. و این کار تنها یک راه دارد، و آن مبارزه متحد ومتشکل کارگران برای تحقق مطالبات روزمره خود از محل ثروتی است که خود تولید کرده اند. کارگران باید خواسته های خود را از محل کار وتولیدی که انجام داده اند مطالبه کنند. اگر تمام بیمارستان ها، تمام درمانگاه ها و به طور کلی تمام مراکز درمانی محصول کار و تولید گذشته ما کارگران است، و اگر تمام داروها محصول کار وتولید کنونی ما کارگران است، در این صورت چرا نباید با صدای بلند و خطاب به دولت وکل جامعه بپرسیم که : چرا آن کودک 23 روزه افغانی، فرزند من، و تمام کودکان بیمار کارگران نباید از این ثروت عظیم جامعه که طبقه کارگر تولید کرده است بهره مند شوند؟ چرا کارگر یا کارگرانی که این ثروت عظیم را تولید کرده اند برای تهیه شیرخشک و داروی کودک بیمارشان باید این گونه درمانده و پریشان این در و آن در بزنند؟ این چه نظام نکبت بار و بشرستیزی است که در حالی که سرمایه داران را روز به روز چاق تر و ثروتمندتر می کند حتی سهم کودک 23 روزه بیمار را هم می خورد و به او نمی دهد؟ چرا دولت به جای اختصاص بخش مهمی از این ثروت به تولید تا نک و توپ و اسلحه و موشک، داروی رایگان در اختیار کودکان بیمار قرار نمی دهد؟ چرا دولت به جای اختصاص سهم بزرگی از ثروت جامعه به سرکوب کارگران و ساختن زندان برای زندانی کردن کارگران معترض ومبارز، کودکان بیمار را به صورت رایگان درمان نمی کند؟ در یک کلام، چرا دولت به اتکای ثروت عظیمی که کارگران تولید کرده اند دارو و درمان و بهداشت را رایگان نمی کند؟ البته، روشن است که دولت سرمایه داری تا زمانی که با نیروی متحد و متشکل کارگران رو به رو نشود هیچگاه این کار را نمی کند. اما برای آن که ما به یک نیروی متحد ومتشکل علیه سرمایه داری تبدیل شویم ابتد باید تلاش کنیم که این خواست را به خواست توده وسیعی از کارگران تبدیل کنیم.

دولت هرسال بخش عظیم کار وتولید انجام شده توسط کارگران را به بودجه سال بعد برای اداره نیازهای دولت و جامعه اختصاص می دهد. ما کارگران باید از دولت بخواهیم که از محل همین بودجه، دارو و درمان و بهداشت را رایگان کند. این حق طبیعی و مسلم ما است. آن را از خود دریغ نکنیم.

منیژه گازرانی

15/12/86