|
وعده دستمزد
تقدیم به کارگران لاستیک البرز
ز سر غم نان
روزها و ماه ها به
کار
با وعده جیره زنده
ماندن
که به سنجش فرمول
سبد کالا
نیاز نداشت.
فردا
عرق شرمِ نداری بر
جبین،
که هرگز
از چشم کودکان
پنهان نبود.
آن هنگام
در واپسین ساعات
روز
اتوبوس پشت اتوبوس
با چشمانی دوخته به
افق.
به کجا می بریدم؟
هیچ مپرس !
جرمم آخر؟
شستن
از جبین، عرقِ شرم
!
سامانی
26/1/87
برای تماس اینجا را کلیک کنید |